نگاه کردن به آخر کار چندان زیبایی وجود را به اوج می رساند که لحظه ایی احساس پرواز می کنیم . زمانی که مرکب روی کاغذ خشک می شود نمایانگری هر لحظه بیشتر می شود و پرواز ، اوج بیشتری را می طلبد . در کشیدگی ها هنگامی که صدای زیبا و در عین حال خشن را می شنویم زیبایی کار رو به پایان است ؛ آنگاه رنگ دل را پاشیده به روی کاغذ و هنر ذات ایرانی را چهره بر می داریم و بخود می فهمانیم که هر جه زیبایی از آن خداوند تبارک است که قدری از آن را نصیب برترین بنده اش می کند . هنگامی که "قلم نی" قهوه ایی و زیبا که حس نگهداریش یک حس عاشقانه است ، در دست می چرخد آزامشی بهمراه "سکوت" فضا را دچار می شود تا کلامی این خلوت را براحتی نبواند بشکند . خوش نوشتن تنها زیبایی ندارد ، بلکه همه زندگی ، "عشق" ، صفا ، حس قلبی ، ایرانی بودن و ... را بهمراه پرواز با بی بالی در خود دارد که عطفش تنها در این همه روحیات زیبا ست .

عشق ، همان حس زیبایی ست که روحیه را برای عاشقانه زیستن با خط در زندگی به ارمغان می آورد .

هنگامی که صدای جیر نی بر می آید ، احساس می کنیم که قلم زبان باز کرده و حرفهای ناگفته خود را به زبان آورده و با ما صحبت می کند اگر چه قلم نی با خوش نوشتنش تمام صحبت هایش را به کاغذ و زیبایی کلامش را به خطوط می آورد اما باز صحبت دل نی در این صدا شنیدنی ست . براستی قلم نی چه چیزی می گوید ؟

"محمدرضا دشتی"

"هنر" ، "هفت هنر" ، "خوشنویسی"